نصیحت گری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نصیحت گری . [ ن َ ح َ گ َ ] (حامص مرکب ) عرضه ٔ پند و نصیحت . آگاه سازی . (ناظم الاطباء). پندگوئی . اندرز دادن . عمل نصیحت گر. رجوع به نصیحت گر شود : نصیحت گری با خداوند زور بود تخمی افکنده در خاک شور. نظامی . چو در من گرفت آن نصیحت گری زبان برگشادم به درّ دری . نظامی .