نصور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نصور. [ ن ُ ] (ع مص ) یاری دادن . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از قاموس ) (از متن اللغة). نصر. (متن اللغة) (ناظم الاطباء). رجوع به نصر شود. ◄ رهانیدن کسی را از دیگری . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). رجوع به نَصر شود. ◄ باران رسیدن به همه ٔ زمین . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). رجوع به نَصر شود. ◄ (ص، اِ) ج ِ ناصر. (از متن اللغة). رجوع به ناصر به معنی یاری کننده شود.
نصور. [ ن َ ] (ع ص ) بسیار یاری کننده . (ناظم الاطباء). ناصر. (اقرب الموارد). رجوع به ناصر شود.