نشخور زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نشخور زدن . [ ن ِ خوَرْ / خُرْ زَ دَ ] (مص مرکب ) نشخوار کردن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نشخوار شود : دوسال شد که ز حرمان همی زند نشخور ز نعمتی که از این پیش در جهان خورده ست . کمال اسماعیل (از جهانگیری ).