نسوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نسوار. [ ن ِس ْ ] (اِ) چیزی چون پان هندیان، در خراسان معمول است، از میخک و زرنیخ و امثال آن . (یادداشت مؤلف ). آن را چون آدامس و آب نبات در دهان نهند.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نسوار. [ ن ِس ْ ] (اِ) چیزی چون پان هندیان، در خراسان معمول است، از میخک و زرنیخ و امثال آن . (یادداشت مؤلف ). آن را چون آدامس و آب نبات در دهان نهند.