نزاکت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نِ کَ) (اِمص.)<BR>۱- پاکیزگی و ادب.<BR>۲- خوش اخلاقی، رفتار پسندیده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نِ کَ) (اِمص.) ۱- پاکیزگی و ادب. ۲- خوش اخلاقی، رفتار پسندیده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نزاکت . [ ن َ / ن ِ ک َ ] (اِمص ) نزاکة. مصدر جعلی فارسیان متعرب است که از ماده ٔ نازک تراشیده اند و عبارت است از اظهار نازک مزاجی خود به قبول کاری به سماجت و ابرام دیگران و با لفظ کردن و کشیدن و گذشتن مستعمل است . (از آنندراج ). فارسیان اشتقاق این لفظ از لفظ نازک به طور عربی کرده اند و حال اینکه فارسی است و در عربی هیچ اصلی ندارد. (غیاث اللغات ). - نزاکت کردن ؛ اظهار نازک مزاجی خود کردن . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). ◄ نازکی . لطافت . (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء). ظرافت . زیبائی . (ناظم الاطباء) : از نزاکت رنگ گر بر چهره ٔ گل بشکند خار از بی طاقتی در چشم بلبل بشکند. صائب . ◄ سلیقه . (فرهنگ نظام ). ◄ نرمی . ملاست . ملایمت . آهستگی . مبادی آدابی . (ناظم الاطباء). - بانزاکت ؛ مبادی آداب . ظریف . (ناظم الاطباء). - بی نزاکت ؛ بی ظرافت . بی ادب . بداخلاق . بی زینت .ناآراسته . ناپاک . کثیف . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
آدابدانی، ادب، تربیت ظرافت، لطافت، نازکی
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی