نزاع کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نزاع کردن . [ ن ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کشمکش کردن . منازعه کردن . ستیزیدن : یکی جهود و مسلمان نزاع می کردند چنانکه خنده گرفت از نزاع ایشانم . سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نزاع کردن . [ ن ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کشمکش کردن . منازعه کردن . ستیزیدن : یکی جهود و مسلمان نزاع می کردند چنانکه خنده گرفت از نزاع ایشانم . سعدی .