نزا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ) (ص فا.) (عا.) عقیم، نازا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ) (ص فا.) (عا.) عقیم، نازا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نزا. [ ن َ ] (اِ) دیواری باشد عظیم سخت و بلند و یگانه که در پیش چیزی کشند. (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). دیواری باشد مفرد که در پیش چیزی کشند. (صحاح الفرس ). دیوار سخت و بلند که در پیش چیزی کشند. (فرهنگ خطی ). بند. بندروغ . (از ناظم الاطباء) : صف دشمن ترا نَاِستد پیش ور همه آهنین نزا باشد. شهید (از صحاح الفرس ).
نزا. [ ن َ ](نف مرکب ) نازا. نزاینده . نازاینده . عقیم . سترون .