ندمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ندمان . [ ن ُ ] (ع اِ) ج ِ ندیم . (المنجد). رجوع به ندیم شود.
ندمان . [ ن َ ] (ع ص، اِ) پشیمان . (منتهی الارب ) (از منتخب اللغات ) (از المنجد) (دهار). ◄ همنشین بزرگان . (منتهی الارب ). ندیم . رجوع به ندیم شود. ◄ حریف شراب . (از منتهی الارب ) (المنجد). یار شراب . (دهار). هم قدح . (مهذب الاسماء). ج، نَدامی ̍، نُدامی ̍، نِدام . رجوع به ندیم شود.