ندر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ندر. [ ن َ ] (ع مص ) بیرون جستن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ ناگاه بیرون آمدن . (دهار). ◄ افتادن چیزی از درون چیزی و آشکار شدن آن . (از المنجد) (از اقرب الموارد). ندور. (المنجد). ◄ زایل شدن چیزی از موضع خود. ◄ خارج شدن کسی از بین قوم خود. ◄ برآمدن خوص درخت یا سبز شدن درخت . ◄ برآمدن برگ گیاه . ◄ کمیاب شدن چیزی . (از المنجد) (از اقرب الموارد). و اسم از آن نَدرَة و نُدرَة است . (از اقرب الموارد). ◄ پیشی جستن مرد در علم و فضل . (از المنجد) (از اقرب الموارد). ◄ تیز دادن . (از اقرب الموارد). ◄ مردن . ◄ آزمودن . ندور. (از المنجد) (از اقرب الموارد). ◄ بدانستن . (زوزنی ). ◄ بیافتن . (تاج المصادر بیهقی ). در تمام معانی رجوع به ندور شود. ◄ (ص ) نادر. (المنجد) (اقرب الموارد). شی ٔ ندر؛ نادر. وصف بالمصدر. (اقرب الموارد). رجوع به نادر شود.