ندا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ندا. [ ن ِ ] (از ع، اِ) بانگ . فریاد. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). آواز. (آنندراج ). اعلان . (ناظم الاطباء). نداء : می شنیدی ندای حق و جواب بازدادی چنانکه داد کلیم . ناصرخسرو. به گوش هوش من آید ندای اهل بهشت نصیب نفس من آید نوید ملک بقا. خاقانی . این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا. مولوی . منهزم گردند بعضی ز این ندا هست هر اسبی طویله ی ْ او جدا. مولوی . ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند فضای سینه ٔ حافظ هنوز پر ز صداست . حافظ. رجوع به نداء شود. - ندا آمدن ؛ آواز آمدن . جواب رسیدن . خطاب رسیدن : بن هر موی را گر بازپرسی تا چه سر دارد ندا آید که تا سر دارم این سودای او دارم . خاقانی . آمد ندای عشق که خاقانی الصبوح کز صبح بینش تو فتوح دگر گشاد. خاقانی . این ندا آمد به موسی از خدا بنده ٔ مارا چرا کردی جدا. مولوی . ندا آمد که این پادشاه به ارادت درویشان در بهشت است و این پارسا به تقریب پادشاهان در دوزخ . (گلستان ). - ندا انداختن ؛ : چون از این مهم بزرگتر فارغ شدند ندا انداختند تا بر کدام راه بر درگاه آیند. (تاریخ بیهقی ). - ندا برکشیدن ؛ فریاد برکشیدن . آواز کشیدن . بانگ زدن . به صدا درآمدن . به آواز آمدن : باده نوشان درآمدند به جوش در و دیوار برکشید ندا. (منسوب به ناصرخسرو). - ندا دادن ؛ آواز دادن . بانگ زدن . اعلان کردن .خطاب کردن . - ندا دردادن ؛ آواز کردن . آواز دادن . بانگ زدن . اعلام کردن . اعلان کردن . خطاب کردن : ناگه ز درون جان درداد ندا جانان کای عاشق سرگردان تا چند ز رسوائی . عطار. پس ندا دردادند. (مجالس سعدی ). - ندا راندن ؛ ندا کردن : هرچه یارب ندای حق راندم لاتخف حق جواب من رانده ست . خاقانی . - ندا رسیدن ؛ ندا آمدن . خطاب آمدن : ز بارگاه محمد ندای هاتف غیب به من رسید که خاقانیا بیار ثنا. خاقانی . - ندا زدن ؛ ندا دادن . ندا دردادن . آواز کردن . جار زدن . اعلام کردن . اعلان کردن . - ندا کردن . رجوع به این مدخل شود. ◄ یک حصه از شش حصه ٔ فرسنگ، چه فرسنگی سه میل است و هر میلی دو ندا. (از برهان قاطع) (آنندراج ). یک قسمت از شش قسمت فرسنگ . نصف میل . (ناظم الاطباء). نعره وار. صدارس . مسافت چهار آماج . مسافت نیم میل . (یادداشت مؤلف ). - حرف ندا . رجوع به حروف شود.
ندا. [ ن َ ] (ع اِ) تری . نم . (غیاث اللغات ). رجوع به ندی شود. ◄ پیه . شحم . (از بحر الجواهر). رجوع به ندی شود.