نداوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ وَ) [ ع. نداوة ] (حامص.)<BR>۱- تری، نمناکی.<BR>۲- تازگی، طراوت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ وَ) [ ع. نداوه ] (حامص.) ۱- تری، نمناکی. ۲- تازگی، طراوت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نداوت . [ ن َ وَ ] (ع اِمص ) نداوة. تری . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نمناکی . (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). رطوبت . ندی . ندوت . نم : هوا از لطافت در او مشک ریز زمین از نداوت در او چشمه خیز. نظامی . رجوع به نداوة شود.
مترادف و متضاد واژهدان
تازگی، تری، طراوت زه، نم