نخیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نخیر. [ ن َ ] (ع مص ) نَخْر. رجوع به نَخْر شود.
نخیر. [ ن َ خ َ / خ ِ ] (ق مرکب ) رجوع به نه خیر شود. نه ! لا. ابداً. اصلاً. مقابل بله و بلی .
نخیر. [ ن َ ] (ص ) مردم فرومایه و کمینه . ◄ (اِ) کمین، چه نخیرگاه به معنی کمین گاه باشد. (برهان قاطع). نخیز. ◄ تخمدان، و آن زمینی باشد که شاخچه ٔ درخت را در آن فروبرند و تخم گل در آن پاشند تا سبز شود و از آنجا به جای دیگر نقل کنند. (برهان قاطع). مصحف نخیز است . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). در تمام معانی رجوع به نخیز شود.