نخچیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نخچیز. [ ن َ ] (ص ) پیچیده . (جهانگیری ) (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرا). درهم گشته . (برهان قاطع). نوردیده . (فرهنگ خطی ) : به جامه خواب راگلبیز بوده به شب تا صبح را نخچیز بوده (؟). میرنظمی (از شعوری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نخچیز. [ ن َ ] (ص ) پیچیده . (جهانگیری ) (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرا). درهم گشته . (برهان قاطع). نوردیده . (فرهنگ خطی ) : به جامه خواب راگلبیز بوده به شب تا صبح را نخچیز بوده (؟). میرنظمی (از شعوری ).