نخچیر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نخچیر کردن . [ ن َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شکار کردن . صید. رجوع به نخچیر شود : نوغزالان همه از دیده ٔ من میگذرند بنشینیددر این خانه و نخچیر کنید. سلیم (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نخچیر کردن . [ ن َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شکار کردن . صید. رجوع به نخچیر شود : نوغزالان همه از دیده ٔ من میگذرند بنشینیددر این خانه و نخچیر کنید. سلیم (از آنندراج ).