نخنوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نخنوق . [ ن ُ ] (ع اِ) گوشه مانندی در اندرون چاه مگر آنکه خرد می باشد. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) . کنگره ٔ پستی در گرداگرد چاه . (ناظم الاطباء). ج، نخانیق . و رجوع به نخبوق شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نخنوق . [ ن ُ ] (ع اِ) گوشه مانندی در اندرون چاه مگر آنکه خرد می باشد. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) . کنگره ٔ پستی در گرداگرد چاه . (ناظم الاطباء). ج، نخانیق . و رجوع به نخبوق شود.