نخجیروال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نخجیروال . [ ن َ جیرْ ] (ص مرکب ) مرد شکاری . شکارکننده . (انجمن آرا). مرد شکارکننده . شکارچی . صیاد. (فرهنگ خطی ). ◄ نخجیرانگیز. (فرهنگ اسدی ) (اوبهی ). آهوگردان . حشرت . (یادداشت مؤلف ) : نخجیروالان این مَلِک را شاگرد باشد فزون ز بهرام . فرخی (از اسدی ). و رجوع به نخچیروال شود.