نحسین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نحسین . [ ن َ س َ ] (اِخ ) به صیغه ٔ تثنیه، کنایه از زحل و مریخ است : تا سعادت بخش انجم بخت اوست حال نحسین را مبدل کرده اند. خاقانی . تا آسمان زمین تو گشت از غم و دریغ چون مشتری میانه ٔ نحسین مجاورم . خاقانی . - نحسین فلک ؛ زحل و مریخ . (از آنندراج ) (از غیاث اللغات ). کنایه از ستاره ٔ مریخ که نحس اصغر است و ستاره ٔ زحل که نحس اکبر.