نحب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نحب . [ ن َ ] (ع اِ) آهنگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ همت . (اقرب الموارد). ◄ برهان . ◄ حاجت . (منتهی الارب ) (آنندراج )(اقرب الموارد). ◄ سرفه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سعال . (اقرب الموارد). ◄ خواب .(منتهی الارب ) (آنندراج ). نوم . (لسان العرب ). ◄ یوم . (اقرب الموارد) . ◄ فربهی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سمن . (اقرب الموارد). ◄ سختی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شدت . (اقرب الموارد). ◄ قمار. ◄ موت . ◄ اجل . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ◄ طول . (اقرب الموارد). ◄ مدت . (منتهی الارب ) (آنندراج )(اقرب الموارد). روزگار: قضی نحبه ؛ مدت به سر آورد.بمرد. (یادداشت مؤلف ). ◄ نذر. (اقرب الموارد) (از مهذب الاسما). گویند: قضی نحبه ؛ یعنی مرد کشته شد در راه خدا گوئی مرگ نذری بوده است بر گردن وی . هو نحب علیه ؛ ای نذر. (اقرب الموارد). ◄ هنگام . (منتهی الارب ) (آنندراج ). وقت . (اقرب الموارد). ◄ نَفس . ◄ شتر کلان جثه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ◄ امر بزرگ و سترگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خطر عظیم . (اقرب الموارد). ◄ (مص ) سخت گریستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). اشدالبکاء. (اقرب الموارد). ◄ آواز برداشتن در گریه . نحیب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). به گریه صدا بلند کردن . (از اقرب الموارد). ◄ با هم گرو بستن به تاختن . (منتهی الارب ). ◄ مراهنه . (ناظم الاطباء): نحب به نحباً؛ راهن . (اقرب الموارد). ◄ نذر کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ). چیزی بر خود واجب کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). ◄ مردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بیمار کردن و بمردن . (زوزنی ). ◄ در خواب شدن . ◄ به شتاب رفتن، یا سبک رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کوشش کردن در سیر. (از اقرب الموارد). سیر سریع یا خفیف . (از اقرب الموارد). ◄ سرفیدن شتر، یا سرفیدن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). نحاب . (اقرب الموارد).