نجده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نجده . [ ن َ دَ / دِ ] (از ع، اِمص، اِ) دلیری . (جهانگیری ) (غیاث اللغات ). مردانگی . (جهانگیری ). شجاعت . (غیاث اللغات ). نجدة. ◄ قوت . سختی . (جهانگیری ). رجوع به نجدت و نجدة شود. ◄ سرود. (غیاث اللغات ) : نجده ای ساز از شکسته دلان اینچنین نجده را شکست مده . خاقانی . ◄ مجازاً، بمعنی شجاع . (غیاث اللغات ). ◄ یار. یاور : شیران شده یاوران رزمت اقبال تو نجده یاوران را. خاقانی . ◄ یاری . یاوری : چون سلطان او را در حالت آن محنت بدید کوکبه ٔ جماعتی از خواص غلامان به نجده ٔ او فرستاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٣٥١).