نجات یافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نجات یافتن . [ ن َ / ن ِ ت َ ] (مص مرکب ) خلاص شدن . رها شدن . رستگار گشتن . آزاد شدن . (ناظم الاطباء). ابلال . بلول . رستن . رهیدن . رسته شدن : خلق یکسر روی زی ایشان نهاد کس به بت زآتش کجا یابد نجات ؟ ناصرخسرو. گفتم که بی پیمبر یابد کسی نجات گفتا که چون صدف نبود کی بود گهر؟ ناصرخسرو. بر امید آنکه یابم روز حشر بر صراط از آتش دوزخ نجات . ناصرخسرو. اگر کسی را گویند صد سال دایم در عذاب روزگار باید گذاشت تا نجات ابد یابی آن رنج اختیار کند. (کلیله و دمنه ). و رجوع به نجات شود.