نتج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نتج . [ ن َ ] (ع مص ) بچه گرفتن از شتر و گوسفند و آنچه بدان ماند. (تاج المصادر بیهقی ) (از مصادر زوزنی ). با نتاج ساختن ناقه را اهل وی . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ): نتجها ولداً: ولدها ولداً. (المنجد). ◄ نتج الرجل ُ الحامل َ؛ وضعت عنده . (المنجد). ◄ خارج شدن چیزی از چیزی و نشوء یافتن آن . (المنجد).