نتایج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ یِ) [ ع. نتائج ] (اِ.) جِ نتیجه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ یِ) [ ع. نتائج ] (اِ.) جِ نتیجه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نتایج . [ ن َ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ نتیجه . (از فرهنگ نظام ). رجوع به نتیجه شود. ◄ سرانجام ها. ماحصل ها. (ناظم الاطباء). عواقب : از نتایج عاقبت آن [ محنت ] غافل بودی . (کلیله و دمنه ). باش تا صبح دولتت بدمد کاین هنوز از نتایج سحر است . انوری . ◄ زادگان . موالید : این خصلت از نتایج طبع زمان است . (کلیله و دمنه ). در تمام معانی رجوع به نتیجه شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
هودهها، فرجامها، سرانجامها، ره آوردها، دستاوردها، دست آوردها، پیآیندها، پیامدها، برآیندها، برآمدها، بازدهها