نتاج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نِ) [ ع. ] (اِ.)<BR>۱- نسل، نژاد.<BR>۲- بچة چهارپایان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- نسل، نژاد. ۲- بچه چهارپایان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نتاج . [ ن ِ ] (ع اِ) زه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نسل . نژاد. (ناظم الاطباء). زاده . زاد. ◄ بچه ٔ بهیمه . (فرهنگ نظام ). ◄ هنگام زاییدن . (ناظم الاطباء). ◄ (مص )زاییدن . زه آوردن ناقه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). زاییدن غنم . (از معجم متن اللغة). زاییدن بهایم . (فرهنگ نظام ). زادن اشتر. (دهار) (از تاج المصادر بیهقی ).بچه کردن از شتر و گوسفند و آنچه بدان ماند. (زوزنی ). بچه آوردن . زادن . زائیدن . (از اقرب الموارد). ◄ حمل . (از اقرب الموارد). حمل شتر و گوسپندو جز آن، یا حمل جمیع دواب . (از معجم متن اللغة).