نت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نُ) [ فر. ] (اِ.) = نوت:<BR>۱- یادداشت.<BR>۲- الفبای مخصوص موسیقی: دو، ر، می، فا، سل، لا، سی.<BR>۳- (عا.) اسکناس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نُ) [ فر. ] (اِ.) = نوت: ۱- یادداشت. ۲- الفبای مخصوص موسیقی: دو، ر، می، فا، سل، لا، سی. ۳- (عا.) اسکناس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نت . [ ن ُ ] (فرانسوی، اِ) نوت . یادداشت . تذکره .تبصره . ◄ الفبای مخصوص موسیقی که تعدادشان هفت تاست . نشانه هائی که بوسیله ٔ آنها اصوات موسیقی را نشان دهند. (از فرهنگ فارسی معین ). نوتها روی پنج خط موازی افقی که به خطوط حامل موسوم است، نوشته می شوند و عبارتند از: دو، رِ، می، فا، سُل، لا، سی .
نت . [ ن َت ت ] (ع مص ) پرباد گردیدن منخرین و منتفخ شدن آن از خشم . (از منتهی الارب ) (از معجم متن اللغة). نتیت . (معجم متن اللغة). رجوع به نتیت شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
یادداشت