نبوغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نُ) [ ع. ] (مص ل.) تیزهوش بودن، استعداد قوی داشتن.، استعداد خُلاق استثنائی و بسیار نیرومند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نُ) [ ع. ] (مص ل.) تیزهوش بودن، استعداد قوی داشتن. ، استعداد خُلاق استثنائی و بسیار نیرومند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نبوغ . [ ن ُ ] (ع مص ) نبغ. رجوع به نبغ شود. ◄ آشکارا شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ظاهر و آشکار گردیدن . (آنندراج ). ◄ شاعر خوب شدن و عالم جید گشتن . (فرهنگ نظام ). ◄ آدم فوق العاده گشتن در دانش و هنر، و این معنی جدیداست . (فرهنگ نظام ). ◄ (اِمص ) نابغگی . (یادداشت مؤلف ). ◄ در تداول، هوش سرشار. استعداد فوق العاده . در تمام معانی رجوع به نبغ شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
هوشمندی، فرهوشی