نایب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یِ) [ ع. نائب ] (اِفا.) جانشین. ؛~الزیاره کسی که از طرف دیگری بقعة متبرکی را زیارت کند. ؛ ~الحکومه الف - کسی که به نیابت از طرف حاکم شهری را اداره کند. ب - بخشدار (فره). ؛ ~التولیه کسی که از طرف متولی امور بقعه یا موقوفهای را اداره کند.<br>