ناگفتنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناگفتنی . [ گ ُ ت َ ] (ص لیاقت ) چیزی که سزاوار گفتن نباشد. چیزی که نباید گفت و نمیتوان گفت . (ناظم الاطباء). ناسزا. لغو. ناشایسته . آنچه گفتن آن زشت و ناپسندیده است . که گفتن را نشاید : نامردمی نورزی، ورزی تو مردمی ناگفتنی نگوئی، گوئی تو گفتنی . منوچهری . که بیدار و باشرم و آهسته بود ز ناگفتنی ها زبان بسته بود. نظامی . به گفتار ناگفتنی درمپیچ . نظامی . دهان گو ز ناگفتنی ها نخست بشوی آنگه از خوردنیها بشست . سعدی (بوستان ص ١٥٥). ◄ آنچه که نباید اظهار کرد. راز نهفتنی : چنانت دهم گوشمال نفس که ناگفتنی را نگوئی به کس . نظامی . مگو ناگفتنی در پیش اغیار نه با اغیار با محرم ترین یار. نظامی .