ناگشادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناگشادن . [ گ ُ دَ ] (مص منفی ) نگشادن . نگشودن . از هم باز نکردن : بس است این طاق ابرو ناگشادن به طاقی با نطاقی وانهادن . نظامی . مقابل گشادن . رجوع به گشادن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناگشادن . [ گ ُ دَ ] (مص منفی ) نگشادن . نگشودن . از هم باز نکردن : بس است این طاق ابرو ناگشادن به طاقی با نطاقی وانهادن . نظامی . مقابل گشادن . رجوع به گشادن شود.