ناگسسته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناگسسته . [ گ ُ س َس ْ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) متواتر. متوالی . پیاپی . قطعناشده . غیرمنقطع : بر تو دوام نعمت حق ناگسسته باد وز من دوام نعمت تو باد ناگسل . سوزنی . مقابل گسسته . رجوع به گسسته شود.
مترادف و متضاد واژهدان
پیوسته، متصل، ناگسیخته، وصل پیاپی، متوالی، مداوم (متضاد: گسسته)