ناگزیر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(گُ) (ق.) ناچار.<br>مترادفها و واژههای مرتبطلابد، لاعلاج، مجبور، ملزم، مضطر، ناچارضروراً، ضرورتاً، کرهاً، قهراًمحتوم، ضروری، لازمواژه قبلی: ناگزرواژه بعدی: ناگفته