ناگزیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناگزیدن . [ گ َ دَ ] (مص منفی ) نگزیدن . مقابل گزیدن، به معنی نیش زدن و آزار رسانیدن .
ناگزیدن . [ گ ُ دَ ] (مص منفی ) اختیار نکردن . انتخاب نکردن . نگزیدن . مقابل گزیدن . رجوع به گزیدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناگزیدن . [ گ َ دَ ] (مص منفی ) نگزیدن . مقابل گزیدن، به معنی نیش زدن و آزار رسانیدن .
ناگزیدن . [ گ ُ دَ ] (مص منفی ) اختیار نکردن . انتخاب نکردن . نگزیدن . مقابل گزیدن . رجوع به گزیدن شود.