ناکح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- مرد زن دار.<BR>۲- زن شوهردار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- مرد زن دار. ۲- زن شوهردار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناکح . [ ک ِ ] (ع ص ) اسم فاعل از نکح است . (المنجد) (اقرب الموارد). رجوع به نکح شود. ◄ نکاح کننده . ذات زوج . (از اقرب الموارد) (از المنجد).آنکه ازدواج میکند. (از معجم متن اللغة). زن دارای شوهر. (ناظم الاطباء). زن شوهرکننده . زن شوهردار. که همسر دارد. زوج . زوجه . آنکه نکاح کند. کابین کننده . ◄ جماع کننده .