ناوکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناوکی . [ وَ] (ص نسبی ) منسوب به ناوک است . رجوع به ناوک شود. - تیر ناوکی ؛ حظوه . (تفلیسی ) : اندام دشمنان تو از تیر ناوکی مانند سوک [ و ؟ ] خوشه ٔ جو باد آژده . شاکر بخاری (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). آن دیده را که در تو نظر دارد از حسد روید بجای هر مژه ای تیر ناوکی . سوزنی .