ناوند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ) (اِمر.) بالشچهای که خمیر پهن کرده بر آن نهند و بر دیوار تنور تافته چسبانند تا نان بپزد، رفیده، نابند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ) (اِمر.) بالشچهای که خمیر پهن کرده بر آن نهند و بر دیوار تنور تافته چسبانند تا نان بپزد، رفیده، نابند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناوند. [ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گنجگاه بخش سنجید شهرستان هروآباد و ٢٧ هزارگزی مغرب سنجید [ کیوی ] و ٣ هزارگزی جاده ٔ شوسه ٔ میانه به هروآباد. در منطقه ٔ کوهستانی و سردسیر واقع است و ١٤١ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات، شغل اهالی زراعت و گله داری و صنعت دستی ایشان قالی بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
ناوند. [ وَ ] (اِ مرکب ) نان بند. بالشچه ای که خمیر پهن کرده بر آن نهند و بر دیوار تنور تفته دوسانند پختن نان را. لَپّو. رفیده . نابند.