ناوردگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِمر.) رزمگاه و میدان جنگ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِمر.) رزمگاه و میدان جنگ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناوردگاه . [ وَ ] (اِ مرکب ) جنگ گاه . (برهان قاطع) (از بهار عجم ). جای جنگ . محل پیکار. (آنندراج ) (انجمن آرا). آوردگاه . (انجمن آرا). رزمگاه . میدان جنگ . (ناظم الاطباء). دشت کین . دشت نبرد. آوردگه . رزمگه . میدان رزم : دو لشکر بهم کینه خواه آمدند دلیران ناوردگاه آمدند. اسدی . ◄ جولانگاه . جولانگه : ناوردگاه سازد میدان مدح تو هر کس که او سوار کمال و هنر شود. مسعودسعد. او را چو در نبرد برانگیزد ناوردگاه چرخ کیان باشد. مسعودسعد.