ناوردخواه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناوردخواه . [ وَ خوا / خا ] (نف مرکب ) مشتاق جنگ و جدال . آرزومند پیکار. (ناظم الاطباء). ناوردجو. جنگی . مبارز. جنگجو. جنگاور. نبرده : به شبگیر چون من به آوردگاه روَم پیش آن ترک ناوردخواه . فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناوردخواه . [ وَ خوا / خا ] (نف مرکب ) مشتاق جنگ و جدال . آرزومند پیکار. (ناظم الاطباء). ناوردجو. جنگی . مبارز. جنگجو. جنگاور. نبرده : به شبگیر چون من به آوردگاه روَم پیش آن ترک ناوردخواه . فردوسی .