ناورد زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناورد زدن . [ وَ زَ دَ ] (مص مرکب ) جولان دادن . چرخیدن : به هر در کز دهن خواهم برآورد زنم پهلو به پهلو چند ناورد. نظامی . حسابی کرد با خود کاین جوانمرد که زد بر پشت من چون چرخ ناورد. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناورد زدن . [ وَ زَ دَ ] (مص مرکب ) جولان دادن . چرخیدن : به هر در کز دهن خواهم برآورد زنم پهلو به پهلو چند ناورد. نظامی . حسابی کرد با خود کاین جوانمرد که زد بر پشت من چون چرخ ناورد. نظامی .