ناوبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناوبان . (اِ مرکب ) ملاح . کشتی بان : بدان ناوبان گفت فیروزشاه که کشتی برافکن هم اکنون به راه . فردوسی . ◄ ستوان نیروی دریائی . (لغات فرهنگستان ). یکی از درجات نیروی دریائی مطابق ستوان در ارتش .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناوبان . (اِ مرکب ) ملاح . کشتی بان : بدان ناوبان گفت فیروزشاه که کشتی برافکن هم اکنون به راه . فردوسی . ◄ ستوان نیروی دریائی . (لغات فرهنگستان ). یکی از درجات نیروی دریائی مطابق ستوان در ارتش .