ناوانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص م.) خم کردن، خم دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص م.) خم کردن، خم دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناوانیدن . [ دَ ] (مص ) (از: ناو + انیدن، پسوند مصدر متعدی ) متعدی ناویدن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). خم کردن . خم دادن . (آنندراج ) (برهان قاطع). خمانیدن . کج کردن . (ناظم الاطباء): تتابع؛ ناوانیدن باد سر گیاه را. (منتهی الارب ). ◄ مانده گردانیدن . (برهان قاطع) (آنندراج ). مانده کردن . ◄ کندن فرمودن . (ناظم الاطباء). رجوع به ناویدن شود.