ناوارد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رِ) [ فا - ع. ] (ص.) ناآشنا به کار، ناشی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رِ) [ فا - ع. ] (ص.) ناآشنا به کار، ناشی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناوارد. [ رِ ] (ص مرکب ) ناشی . تازه کار. غیرماهر. ناآشنا به کار. که در کاری وارد و ماهر و متبحر نیست . ناپخته کار. ناورزیده . نااستاد. بی تجربه . ناواقف . ◄ نامقبول . ناموجه . نابجا. که وارد و بجا و معقول نیست : ایراد ناوارد.
مترادف و متضاد واژهدان
بیجا، پرت مبتدی، ناشی بیاطلاع، ناآگاه (متضاد: بلد، وارد)
واژگان فارسی سره واژهدان
ناآگاه، کارندان
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی