ناهوشیاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناهوشیاری . [ هوش ْ ] (حامص مرکب ) هوشیار نبودن . نابخردی . بی کیاستی . ◄ مدهوشی . بیهوشی . حالت بیخودی و بیهوشی . بهوش نبودن . ◄ دیوانگی . ابلهی . حماقت : که او را شماخواستگاری کنید بدینگونه ناهوشیاری کنید. شمسی (یوسف و زلیخا). - ناهوشیاری کردن ؛ ابلهی کردن . بخلاف عقل و فهم رفتار کردن .