ناهض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناهض . [ هَِ ] (ع ص، اِ) نعت فاعلی از نهض و نهوض است . رجوع به نهوض شود. ◄ چوزه ٔ مرغ بال تمام راست کرده و آماده ٔ پریدن شده .(منتهی الارب ) (آنندراج ). جوجه ٔ پرنده ای که آماده و مستعد پریدن شده است . (ازاقرب الموارد). یا آنکه بالهایش را برای پریدن باز و منبسط می کند. (از معجم متن اللغة). بچه ٔ کبوتر که فرا پریدن آمده باشد. (مهذب الاسماء). کبوتربچه که به پریدن نزدیک شده باشد. جوجه . ◄ راه صاعددر کوه . (از معجم متن اللغة) (ناظم الاطباء). ◄ مکان مرتفع. (از معجم متن اللغة) (از المنجد). ◄ گوشت اعلای بازوی اسب . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). گوشتی که بر قسمت بالای بازوی اسب ظاهر شود، یا گوشتی که در ظاهر بازو، از بالا به پائین جمعشود. یا رأس المنکب . (از معجم متن اللغة). گوشت میان بازو. (مهذب الاسماء). گوشت بالای بازو. ج، نواهض .