ناهب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هِ) [ ع. ] (اِفا.) غارت کننده، غنیمت گیرنده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هِ) [ ع. ] (اِفا.) غارت کننده، غنیمت گیرنده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناهب .[ هَِ ] (ع ص ) غنیمت گیرنده . غارت کننده . (آنندراج ). نهب کننده . غنیمت گیرنده . (فرهنگ نظام ). گیرنده . به زور گیرنده . غارت کننده . (ناظم الاطباء). چپوچی . غارت گر.اسم فاعل از نهب است . رجوع به نهب شود : جماش بدان دو چشم عیار قلاش بدان دو زلف ناهب . انوری .