ناهار شکستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناهار شکستن . [ ش ِ ک َت َ ] (مص مرکب ) رفع گرسنگی کردن با خوردن : و ترا [ گربه ] با خویشتن آشنائی نمی بینم جز آنکه به خوردن من [ موش ] ناهار بشکنی . (کلیله و دمنه ). به طبع گرسنه چشم حمیت اندیشم که جز به نعمت جود تو نشکند ناهار. عرفی (از آنندراج ).