نانوشته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نانوشته . [ ن ِ وِ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) غیرمکتوب . به کتابت نیامده . ◄ (ق مرکب ) بدون آنکه نوشته شده باشد. در حالی که مکتوب و نوشته نیست : این فصل خوش است لیکن از صفحه ٔ گل بلبل همه نانوشته برمیخواند. ظهیر فاریابی . عذرا که نانوشته بخواند حدیث عشق داند که آب دیده ٔ وامق رسالت است . سعدی .