نانورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نانورد. [ ن َ وَ ] (نف مرکب ) که نمی نوردد. مقابل نورد و نوردنده . رجوع به نورد و نوردنده شود. ◄ ناپسند. نالایق . ناسزاوار. نادرخور. (یادداشت مؤلف ) : نانوردیم و خوار و این نه شگفت که برو ردّ خار نیست نورد . کسائی . نورد بودم تا ورد من مورّد بود برای ورد مرا تُرک من همی پرورد کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم از آن سبب که بخیری همی بپوشم ورد. کسائی .