فرهنگ لغت

نامنظم

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

[فرد نامنظم]، بی‌نظم، نامرتب، شلخته، بی‌بندوبار، بی‌سروسامان، بی‌برنامه، بی‌سررشته، بی‌انضباط، سرکش گیج، مست، خشمناک وحشی، پریش، پرت‌گو، پرت‌وپلاگو، سبک‌سر [وضعیت نامنظم:] بی‌نظم

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی نامنظم | فرهنگ لغت