نامعهود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامعهود. [ م َ ] (ص مرکب ) بی سابقه . غیرمنتظر. که مسبوق به سابقه ای نیست : سفله گو روی مگردان که اگر قارون است کس از او چشم ندارد کرم نامعهود. سعدی . ◄ نامألوف . نامأنوس : و بازرگان از مطالعه ٔ ضیعت و معامله ٔ تجارت بازگشت و در شهر به طرفی نامعهود فرودآمد. (سندبادنامه ص ١٥٧). و بدین موضع نامعهود و طریق نامألوف آمدن بر سبیل تفرد و تجرد موجب چیست . (سندبادنامه ص ٢٢٢).