نامعلوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامعلوم . [ م َ ] (ص مرکب ) غیرمعین . (ناظم الاطباء). مجهول . نامشخص : که راه مخوف است و... هنگام حرکت نامعلوم . (کلیله و دمنه ). ◄ نشناخته . (ناظم الاطباء). نامعروف .
واژگان فارسی سره واژهدان
ناشناخته، نادانسته، ناآشنا
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی