نامعقولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نامعقولی . [ م َ ] (حامص مرکب ) عقل و صفت نامعقول بی ادبی . سبکی .جلفی . معقول . و مؤدب نبودن . - نامعقولی کردن ؛ بخلاف عقل و ادب رفتار کردن . سبکسری کردن . ◄ نامعقول بودن . معقول و موافق عقل نبودن . رجوع به نامعقول شود.